تبليغاتX
به نام یگانه حامی پرستوهای بی آشیانه

asheghebidar

شهرزاد

asheghebidar

http://asheghebidar.blogfa.com

به نام یگانه حامی پرستوهای بی آشیانه

به نام یگانه حامی پرستوهای بی آشیانه

به نام یگانه حامی پرستوهای بی آشیانه

گاهی اونقدر نگران رسیدنم که مهمترین چیز رو از یاد می برم.
باید حرکت کنم تا برسم.

به نام یگانه حامی پرستوهای بی آشیانه

آغاز یک زن!

می گویند
مرا آفریدند
از استخوان دنده چپ مردی
به نام آدم
حوایم نامیدند
یعنی زندگی
تا در کنار آدم
یعنی انسان
همراه و هصدا
باشم

می گویند
میوه سیب را من خوردم
شاید هم گندم را
و مرا به نزول انسان از بهشت
محکوم می نمایند

بعد از خوردن گندم
و یا شاید سیب
چشمان شان باز گردید
مرا دیدند
مرا در برگ ها پیچیدند
مرا پیچیدند در برگ ها
تا شاید
راه نجاتی را از معصیتم
پیدا کنند



نسل انسان زاده منست
من
حوا
فریب خوردۀ شیطان
و می گویند
که درد و زجر انسان هم
زاده منست
زاده حوا
که آنان را از عرش به خاکی دهر فرو افکند


شاید گناه من باشد
شاید هم از فرشته ای از نسل آتش
که صداقت و سادگی مرا
به بازی گرفت و فریبم داد
مثل همه که فریبم می دهند
اقرار می کنم
دلی پاک
معصومیت از تبار فرشتگان
و باوری ساده تر و صاف تر از اب های شفاف جوشنده یک چشمه دارم

با گذشت قرن ها
باز هم آمدم
ابراهیم زادۀ من بود
و اسماعیل پروردۀ من

گاهی در وجود زنی از تبار فرعونیان که موسی را در دامنش پرورید
گاهی مریم عمران، مادر بکر پیامبری که مسیح اش نامیدند
و گاه خدیجه، در رکاب مردی که محمد اش خواندند

فاطمه من بودم
زلیخای عزیز مصر و دلباخته یوسف هم
من بودم
زن لوط و زن ابولهب و زن نوح
ملکه سبا
من بودم و
فاطمه زهرا هم من

گاه بهشت را زیر پایم نهادند و
گاه ناقص العقل و نیمی از مرد خطابم نمودند
گاه سنگبارانم نمودند و
گاه به نامم سوگند یاد کرده، و در کنار تندیس مقدسم
اشک ریختند
گاه زندانیم کردند و
گاه با آزادی حضورم
جنگیدند و
گاه قربانی غرورم نمودند و
گاه بازیچه خواهشاتم کردند

اما حقیقت بودنم را
و نقش عمیق کنده کاری شده هستی ام را بر
برگ برگ روزگار
هرگز!
منکر نخواهند شد

من
مادر نسل انسان ام
من
حوایم، زلیخایم، فاطمه ام، خدیجه ام
مریمم
من
درست همانند رنگین کمان
رنگ های دارم روشن و تیره
و حوا مثل توست ای ادم
اختلاطی از خوب و بد
و خلقتی از خلاقی که مرا
درست همزمان با تو افرید
پس بیاموز تا سجده کنی
درست همانطور که فرشتگان در بهشت
بر من سجده کردند
بیاموز
که من
نه از پهلوی چپ ات
بلکه
استوار، رسا و همطراز
با تو
زاده شدم
بیاموز که من
مادر این دهرم و تو
مثل دیگران
زاده من!


سروده ای از: لینا روزبه حیدری*
لینا روزبه حیدری خبرنگار با سابقه، برای بخش افغانی صدای آمریکا کار می کند*

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 19:7 توسط شهرزاد |
عید فطر مبارک!
رفقای سبز دل و سبز پیشه
خسته نباشید ،

یکصد روز کتک خوردید ، یکصد روز کشته شدن رفیق و برادر و خواهر دیدید ، شما را که حتی از دیدن خون گوسفند از دوران طفولیت منع می کردند ، خون برادر و خواهر دیدید ، یکصد روز بغض داشتید و ولی در مقابل دولت کودتا بغض خود را نشکسته و فریاد زدید ، به نمازشان رفتید باتوم خوردید ، به مزار شهدا رفتید با کتک رانده شدید ، با زبان روزه به قدسشان رفتید با گاز اشک آور روزه تان شکست .

تاریخ ایران به خود می بالد که یکصد روز سبز ، اینبار توسط جوانان سبز دلش آفریده شد ، جهانیان به شما مبارزان شجاع غبطه می خورد و از دور یکصد قسمت سریالی را می دید که با دیدن هر قسمت آن بارها می گریست و بخود می لرزید و درس آزادگی را از شما می آموخت .

در این روز عید مطمئن باشید که حضرت صاحب بیزاری می جوید از جماعت گمراهی که به نماز دجال زمان رفتند ، ایمان داشته باشید که امام زمان امروز در سپاه سبز شما و کنار شماست ، با شما کتک می خورد با شما می گرید که نام عزیز جدش را بر زبان دارید ، کشته می شوید ولی ذلت نمی پذیرید ، امام زمان امروز دعا میکند شما را که بصورتی هوشمندانه و با کمترین هزینه جهت خونخواهی خون مظلوم و در جهت دفاع از حق ، آبروی جماعتی ریاکار و ملبس به لباس دین جدش را در جهان بردید .

جهانیان بدانند از فردا یکصد قسمت پایانی سریالی کلید می خورد که اینبار به عاشورا ختم می شود ، به آنها که از دیدن این سریال لذت می برند بگویید بروند و در رابطه با عاشورای ما مطالعه کنند تا بیشتر به جزئیات این حماسه پی ببرند ، بدانند که چرا سهراب و ندای ما با یاحسن ، میر حسین شروع کردند و ما در عاشورایی خونین به پایانش می رسانیم .

می بوسم گرد وغبار پایتان را زمانیکه در حال فرارید و کتک می خورید و بازهم نام نامی حسین بن علی را بزبان دارید .
در این روزعید اول شهیدان ، جوانان سبز با دیده خود درب منزل شهدا را جاروب می نمایند.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 16:54 توسط شهرزاد |

دارم همه رو از خودم می رونم

خدایا من چی کارم شده؟؟؟

دیوونه شدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت 5:33 توسط شهرزاد |
2 روز مهم...

 

 

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم مرداد 1388ساعت 11:20 توسط شهرزاد |
مقایسه!!!
مقايسه تحليف احمدي نژاددر سال 84 با تحليف سال 88

سال۸۴

 

 

سال۸۸

 


مقایسه مراسم تنفیذ

سال ۸۴:

شخصيت‌ها در مراسم تنفيذ

سال۸۸:

شخصيت‌ها در مراسم تنفيذ

 

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم مرداد 1388ساعت 1:11 توسط شهرزاد |